جمعى از علما

52

جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )

تثنيه بود در آخرش درآورديم ضربتا شد . الف تثنيه مشتبه شد به الف إشباع در آنجا كه شاعر شئت را شئتا خوانده مثل : تحكّم يا إلهي كيف شئتا * فإنّى قد رضيت بما رضيتا يعنى : حكم بفرما اى پروردگار من به هر قسمي كه اراده وخواهش تو است به سبب اينكه به تحقيق راضيم به آنچه كه رضاى تو است . از براي رفع اشتباه ، ميمى فيما بين الف وتاء درآورديم وما قبل ميم را به جهت مناسبت ميم ضمّه داديم ، ضربتما شد بر وزن فعلتما . ضاد فاء الفعل ، راء عين الفعل ، باء لام الفعل ، وتما علامت تثنيهء مخاطب مذكّر وهم ضمير فاعل ، وضمير منفصلش ، انتماست . ضربتم : يعنى بزديد شما گروه مردان حاضر در زمان گذشته . صيغهء جمع مخاطب مذكّر است از فعل ماضي صحيح وثلاثي ومجرد ومعلوم . ضربتم در أصل ضربت بود ( مفرد بود ) خواستيم جمع بنا كنيم ، چون به جمع رسيديم سه بار يا بيشتر مىبايست گفت ضربت ضربت ضربت ، زايد بر يكى را حذف كرديم عوض از محذوف ، واو كه علامت جمع بود به أو ملحق كرديم ضربتوا شد ، وما قبل واو را به جهت مناسبت با واو ضمّه داديم ضربتوا شد . واو جمع مشتبه شد به واو اشباع ، در آنجا كه شاعر در شعر خود دنوت را دنوتو خوانده مثل : يا قوم قد حوقلت أو دنوتو * وبعد حيقال الرّجال موتوا يعنى : اى قوم من ، به تحقيق كه پير شدم يا نزديك است كه پير شوم وبعد از پير شدن مردمان مرگ است .